اسطوره شناسی:طرح پاره ای مباحث مهم/عباس مخبر

1. تعريف و معاني:  اسطوره ترجمه‌ي واژه‌ي يوناني “میتوس" به معني قصه و داستان است.

 اسطوره در کاربردهای متداول آن با معناهای مختلف به کار گرفته می شود: ایدئولوژی( اسطوره‌ی فاشیسم)، خیالی( دنیای اسطوره‌ای دیوان و پریان)، دروغ شایع

( کلسترول اسطوره ای بیش نیست)و قهرمان بی‌مانند( لیونل مسی اسطوره‌ی جهان فوتبال است). علت این امر تا اندازه ای همپوشانی مفهوم اسطوره با این مفاهیم است. دانشجوی اسطوره شناسی در همان آغاز آشنایی با این حوزه باید همه‌ی این معانی را کنار بگذارد و به اسطوره به عنوان مقوله‌ای روانشناختی و جامعه‌شناختی توجه کند. اسطوره ها عموماً به چند بن مایه‌ی کلی می پردازند که عبارت اند از: آفرینش، رستگاری، باروری، و قهرمان

  1. روايت‌هاي اسطوره‌اي معمولاً درباره‌ي خدايان و آفرينش‌، و بي‌زمان هستند. آفرينش جهان، انسان، شهرها، كوه‌ها، اقوام و غيره.  البته مادام كه چيزي درباره‌ي رويكردها و مكتب‌هاي اسطوره شناسي ندانيم اين تعاريف چندان راهگشا نخواهند بود. در آغاز لازم است  به تعريف مشتركي از اسطوره برسيم تا بدانيم درباره‌ي چه چيز صحبت مي‌كنم. از نگاه من كه منطبق با برداشت روان‌شناختي از اسطوره و در چارچوب نگاه كساني مانند يونگ و كمبل است،اسطوره ضد روايتي است كه انسان در مواجه با روايت هولناك مرگ و به مدد قوه ی تخیل بی مانند خود ساخته است. اسطوره، فلسفه و دين، هر سه ضد روایت هایی هستند که انسان در مقابل دو مسأله ی اساسی رویاروی خود خلق کرده است: مرگ و حیرت(یا راز):گیجی انسان در مقابل مرگ وحيرت انسان در مقابل شگفتي‌هاي هستي و پرسش‌هاي بي‌پاسخي كه هستي در مقابل انسان قرار داده است. انسان در مقابل اين دو مسأله، يعني مرگ و حيرت و راز، از قوه‌ي تخيل بي‌مانندخود بهره‌گرفته و اسطوره‌ها را ساخته و يرداخته است. اين اسطوره‌ها را ساخته تا راهنماي او در مراحل مختلف زندگي  باشند و سفر پاياني او را تسهيل كنند.

2. رويكردهاي اسطوره‌شناختي: شباهت حيرت‌انگيز اسطوره ها در نقاط مختلف جهان، انگيزه‌ي لازم براي مطالعات علمي اسطوره‌شناختي را ايجاد كرد. پرسش اساسی این بود که چگونه مردم در سراسر جهان خواب های همسانی می بینند یا اسطوره های مشابهی دارند. در اين زمينه سه رويكرد كلي مطرح شد كه مي توان آنها را ذات‌گرا، اشاعه گرا و التقاطی ناميد. رويكرد ذات گرا كه خود آميزه اي از رويكردهاي انسان شناختي- جامعه‌شناختي و روان شناختي است، بر آن است كه ذهن انسان اسطوره ساز است و اين اسطوره‌ها مستقلاً در مناطق مختلف جهان شكل گرفته‌اند. مكاتب گوناگون انسان‌شناختي، جامعه‌شناختي و روان‌شناختي در چارچوب اين رويكرد قرار مي‌گيرند. رويكرد اشاعه گرا بر آن است كه اين اسطوره ها در يك منطقه‌ي اسطوره ساز ساخته شده و به ديگر نقاط جهان رفته‌اند. هر دو رويكرد فوق براي اثبات نظر خود شواهد درستی ارائه مي دهند. به همين دليل‌هم رويكرد سومي شكل گرفته است كه در واقع تركيبي از دو رويكرد فوق است. اما حتي اگر رويكرد اشاعه‌گرا را هم بپذيريم، و بر این باور باشیم که اسطوره ها در یک منطقه ساخته شده و در اقصا نقاط جهان اشاعه یافته اند باز اين پرسش به‌قوت خود باقي است كه معناي اين روايت‌ها وقتي براي اولين بار در يك منطقه ساخته شده‌اند چيست؟

3. كاركردهاي اسطوره :
اسطوره به‌طور كلي چهار كاركرد دارد. اولين كاركرد آن نقش عرفاني و در واقع درك شگفتي جهان و انسان و تجربه‌ي حرمت در مقابل اين راز است. اسطوره جهان را در مقابل راز و درك رازي كه زيربناي همه‌ي صورت‌ها است است مي‌گشايد. این کارکرد در عرصه ی هنرهای معاصر کاربرد قابل توجهی دارد. كاركرد دوم آن بُعد كيهان شناختي است كه امروزه بيشتر به علم واگذار شده است، هر چند هنوز هم دانشمندان همه‌ي پاسخ‌ها را دراختيار ندارند. كاركرد سوم نقش جامعه شناختي يا حمايت كردن از يك نظم اجتماعي معين و اعتبار بخشيدن به آن است. اين قبيل اسطوره ها در فرهنگ هاي مختلف با هم تفاوت زيادي دارند. این اسطوره ها غالباً ناظر بر یک نژاد، سرزمین، ایدئولوژی، قوم یا دین معین اند. كاركرد چهارم كاركرد تعليم و تربيتي است كه مهم ترين كاركرد اسطوره و پركاربردترين آن در دنياي معاصر است. اين كاركرد به نحوه‌ي سپري شدن زندگي انسان تحت هر شرايطي مي‌پردازد و سرنخ هايي براي زندگي و رويارويي با مشكلات به دست مي دهد و راهنمای گذر و سفر انسان از کودکی به بلوغ، بزرگسالی، سال خوردگی و نهایتاً مرگ است.

4.مضمون‌هاي عمده و اجزاء تشكيل دهنده‌ي اسطوره‌ها: اجزاء تشكيل دهنده‌ي اسطوره‌ها را مي توان به سه بخش شخصيت‌ها، نقشمايه ها و رويدادهاي اسطوره‌اي تقسيم كرد. در اسطوره‌هاي موجود در كليه‌ي فرهنگ‌ها چهار مضمون عمده وجود دارد:
- اسطوره‌ي باروري و ولادت ولادت مجدد: اسطوره‌ي ايزيس و اوزيريس در مصر كه در آن ايزيس، خواهر و همسر خداي مردگان و باروري اوزيريس، جسد شوهر خود را پيدا كند و با كنارهم قراردادن قطعات آن زنده‌اش مي‌كند و از او بارور مي‌شود و سپس تكه هاي جسد را براي باروري سرزمين مصر در آن سرزمين مي‌پراكند.
- اسطوره‌ي آفرينش: اسطوره‌ي مردوك و تيه‌مت در بين‌النهرين كه در آن مردوك غول- خداي تيه‌مت را مي‌كشد و با اندام‌هاي او جهان را مي‌آفريند.
- اسطوره‌ي سفر قهرمان: ماجراهاي هركول، رستم، پيامبران،بودا، عيسي مسيح، و ...
- اسطوره‌ي نجات و رستگاري: مهاجرت عبرانيان از مصر به سرزمين كنعان