ماه

درآمد و

مادر نیامد


-----------------------

پرستو ارسطو

هایکوی زیبا یی ست با رعایت تمام اصول هایکوسرایی با هفده واژه و سایر نکته ها که تنها با چهار حرف "م" ،چهار حرف"ا" و چهار حرف درد ناک "د" توانسته چنین تکان هولناکی را به جان خواننده بیافکند

کشمکش پارادوکس هوشمندانه و هنرمندانه "آمد"ن و "نیامد"ن در واقع نمایشی ست طراحی شده و تفاوت بزرگ و روشن روشنی با تاریکی را به مقابله نشاندن است ....که ذهن را به این نتیجه می کشاند که ظهور دوماه همزمان در آسمان نا ممکن است.
توانمندی شاعر که با استفاده از کمترین وساده ترین واژگان دم دستی به این صورت درخور تحسین است.

-------------------------------------------

علی غلامی

بسيارزيباست وجه تشابه مادربا ماه ... مثل درخشش نوري درشب ؛

اين مادربايد تابناك ترازماه باشدكه بعدازحلول ماه هنوزنيامده است ...

غايبي كه اگربيايد ماه دربرابرش بايد سرخم كند...


-------------------------

منصور خورشیدی

مادر جایی نمی رود مصطفی . " مادر که می میرد / دیگر نمی میرد "

مادر تا همیشه همان ماه است . همیشه می آید . باید حس کنیم . رفت و آمد

او را در خجاب . زیرا مادر محجوب است


-------------------------------

پروين پورجوادي

يك هراس ست به وسعت كودكي در كلماتي كه بسامد آوايي درخشاني دارند مادر تبلور عميق ترين احساس همزاد ماه وشب وقصه . نيامدنش مي تواند آسمان نگاه رابا وجود درخشش مهتاب ، تيره مي كند

و اين همه به گفت آمده ونيامده در اين شعر.

-----------------------------

رجب بذرافشان

حس خوب اما غم انگیزی این کوتاه منتقل می کند که عینا عمق و ابعاد پنهان تصویر با خوانش دریافت می شود.

----------------------------------

سعید نصاریوسفی

این شعر افت وخیز زبانی مالوف فخرایی را ندارد اما کوتاه نوشته هایی در مجموعه داوود در حنجره داشت سراغ کرده اییم که تسلط شاعر را در کوتاه سرایی مسجل می سازد ...
این سروده حزن عجیبی دارد و در چند کلمه با بازی دلچسبی به اوج و پایان می رسد که وجه تشابه ماه و مادر و همزاد پنداری های جمعی ان باروبسامد ویژه ای به سروده بخشیده است ...


--------------------------------

پژک صفری

نقد خانم ارسطو بر این کار کوتاه خوب بود. البته تعداد هجاها ظاهرا 17 نیست مهم هم نیست و قرار نیست که ما بنشینیم و به هر دلیل در یک قالب مثلا ژاپنی کار را بریزیم اگر چه اشکال هم ندارد.به نظر من
فرم کار بسیار ساده است. امّا ویژ‌گی برجسته‌ی آن، محتوا و معنای برآمده از تصویر آن است که بن‌مایه‌‌های مرگ و مادر به آن شکل و عمق می‌دهد. با عنایت به همین بن‌مایه‌ها هم هست که این کار یا به عبارت دیگر شاعر، یک هم‌ذات پنداری جمعی وسیعی را بین خود و محاطبان تدارک می‌بیند.


---------------------------------------
خیرالله فرخی

 شعر بلندی خواندم که پر از واژه و استعاره بود ... من این شعر را یک بار از رویا خواندم و این بار نام زیبای مادر را در شعر زیبای تو می خوان ام و این دو نگاه را فقط در ارایه ی شعر متفاوت دیدم و به حق که شاعری و شایسته ی تمجید و به جد می گوی ام که هیچ کم از بند زیبای شعر مادر رویا نه دارد... 

--------------------------------------
عبدالصابر کاکایی
هایکوی خوبی بود. استفاده از پتانسیل زبانی می تواند به کار کوتاه کمک شایانی کند البته در صورتی که جوهره شعر کوتاه فراموش نشود که این کار نسبتا در هر دو وجه حرکت کرده بود.

----------------------------------------

محسن نظارت
کوته سرایی بسیار دلنشینی بود
حتا در این شعر بسیار کوتاه علاقه و تسلط مصطفا بر بازی های زبانی و آزاد کردن پتانسیل های زبان فارسی بسیار مشهود است.موتیف مرگ و غیاب را مصطفا به زیبایی و با تقابل هوشمندانه ی ماه و مادر که به ظرافت اهمیت بودن و آمدن مادر بالاتر از درآمدن ماه تداعی شده و تقابل آمدن و نیامدن بکار گرفته است.
اما با نظر خانم ارسطو مخالفم چرا که هایکو را بطور جدی دنبال می کنم اتفاقا با تعاریف و مانیفیست هایکو این هایکو نیست از لحاظ تعداد هجا ( و نه واژه !) و از لحاظ بکار بردن تخیل و استعاره که در هایکو مجاز نیست و از لحاظ بکار بردن آهنگ و وزن که قرار است در هایکو نباشد و این کار بیشتر به نوخسروانی شبیه است تا هایکو و از لحاظ عدم بکاربردن فصل واژه و رعایت 5-7-5 و بقیه قضایا.
اما حرف این است هایکو باشد یا نباشد این کار شعر است و در عین سادگی و کوته سرایی بسیاردلنشین و زیباست.

-------------------------------------

میترا سرانی اصل

کلمات در چرخه ی کوتاه و عمیقی بکار رفته اند . واج آرایی حرف م در کمتریت سطح کلمات و بسامد مفهومی شعر در ارتباط با ماه و مادر که زیرکانه ذهنیت مادر را ارتقا بخشیده .

---------------------------------------

مایاماناس

شعری کوتاه با چهارواژه وجهانی عاطفه...
تصویر"ماه/برآمد"تصویری ست که می تواندحامل عاطفه/اندیشه/و نیزصرفن حسی درلحظه ای باشد...
اما با آمدن به سطر "مادرنیامد"به نظر بارعاطفی شعراست که نمودبیشتری دارد...
نیزازجنبه ای ماه می تواندماه های تمام سال های آمده ورفته باشد...زمانی ورای همه ی ساعت هاومادرهم مادر همه ی اعصار..واین جاست که شعرنمودونشانی کیهانی به خودمی گیرد...
وعاطفه وعاقله ی شعردرهم می آمیزد..دیده می شود...شنیده می شود

----------------------------------------------------------------
حسن سهولی


چقدر زبان به عادت مالوف "ماه در" را "مادر " می کند و به عالم معناد می برد .توانمندی شاعر در پردازش این شعر به گونه ای است که خواننده در واژه ی "مادر " واج "ه" را حس می کند وهر دو را ماه تصور می کند ودر واقعه مادر همان ماه است وهر دو بادیه پیمای محبت اند.

--------------------------------------------------------------
مسعود فرح


شعرتان زیبا و تکان دهنده است . با فضای ماهتابی بین آمدن و نیامدن که یاد مادر را می تاباند .

مرا به یاد شعر زنده یاد اخوان ثالث انداخت با این شروع :

دیدی دلا که یار نیامد
گرد آمد و سوار نیامد

و نیز شعر رویایی :

مادر که می میرد / دیگر نمی میرد

و نیز یاد شعر خودم به یاد مادرم :

...........


ما رفتیم مرگ مادر را خاک کردیم و با او داریم بر می گردیم

---------------------------------------------------------------------------------

مینو نصرت

ماه نماد زن است و زایش
مادر نماد وطن و شهر است و زایش
وقتی ماه پشت پرده میماند
مادر است که می تابد و راه شیری اش را می کشد
وقتی ماه بتابد و مادر نیاید
زمین ناپدید شده است و آدمی در فضا شناور است
مادر نام دیگر شب است چهار حرفی که وجه کامل زنانه را در خود مستتر دارد ، غیبت مادر معنای غایب بودن زن است و تنهائی ماه

-------------------------------------------------
اصلان قزللو

بی آن که فضا را ترسیم کند، شب را با آوردن ماه به تصویر کشیده است. این یکی از امتیازهای شعر است. رساندن غیر مستقیم مخاطب به فضایی که به توصیف در نیامده. در این فضای تیره ، گوینده ی شعر باز هم دلواپسی هایش را در زاویه ای نهان نهاده است. دلواپسی از غیاب مادر، فرارسیدن شب و دمیدن ماه که بی اختیار مادر را به فضای ساخته شده می کشاند. تضاد آمد و نیامد و نزدیکی "در آمد" که دوستی یاد آوریش کرده بود ، انگار "مادر نیامد" ، در ذهن و زبان مخاطب به "ما، در نیامد" می انجامد.
ایجاز از ویژگی خوب این نوشته است. هم با حوصله ی مردم روزگار ما، سازگار. ایجاد فضاهای سپیدخوانی در کار کوتاه و تاویل و تفسیرها اعتبار خوبی به نوشته داده است. یک امتیاز دیگر این متن ، زبان آن است که با تمام واج آرایی ها و موسیقی های آغازی و پایانی ، ساختگی به نظر نمی آید . در حقیقت این نکته در شعر قابل بررسی ست که دچار بیهودگی و پیچیدگی غیر معمول نشده است. شاید بشود گفت سهل ممتنع است. تنها اشکالی که می توان در کنار تمام حسن های این متن دید، عدم خروج از منطق نثر است .

--------------------------------------------------------------------------------------------
مجله ی ماهتاب به روز شد.