چشم  را با خشم می بندم
تکه تکه های سفالين تو را      در خود جمع می کنم
راه می افتی و
صدای قدم هايت دررگ هايم بلند می شود
بارها همين دیوارها با سنگ     به من سنگ زدند
نکته ی از مو باريک تر
همين موهای باريک تواند
واين که مانده ام  هنوز
چرا رنگ کتم به يادت مانده        چرا ؟
اول رفتم به سوی درد
با گريه ی فيل ها
دريای جنوب را روی زخم های زخمی ام می پاشی
آب ها در خود مرده اند و
حجم زمين در دست هايم نمی گنجد
صخره ای در سکوت شبانه
از خودش سقوط کرد
چشم هايم دست به عصا شده اند
مثل زلزله ای که در شيهه ی اسب پيش بينی شده است
عقربه ها چرا امروز تلخ تر می دوند دور خود
برای با دست هايم دو آه کردم

برای رودخانه ی مرده ای که
هيچ رودی در خانه ندارد
برای ماهی هايی که
سال ها در دل سنگ ها سنگ شده اند
خدايا !

زخم اين سنگ ها را زود تر  شفابده !


-------------------------------------------------------

« من پای لرز هیچ خربزه ای امضا نمی کنم»

اولین مجموعه شعر شاعر جوان بندر دیری ، « پژمان قانون » در شمارگان 1100نسخه به وسیله ی نشر ثالث در 66صفحه که شامل 35 شعر است ، منتشر شد.

-------------------------------------------------------

به رهیافت(نقدنوشته های من) سر بزنید.

-------------------------------------------------------