مرگ گاهی ریحان می چیند.
مرگ گاهی ریحان می چیند.
سینی چای را بر می گرداند
غمگینم
بی آنکه کودکی به دنیا آورده باشم غمگینم
مرا دوست داشته باش
چنان باورت می کنم
که شاخه هایت به شکستن امیدوار شوند
من دختر یک کشاورزم
آب باش و با من مهربانی کن
سرکشی نکن
قلب من از قدم های تو پیشی می گیرد
بگذار شب بیاید و خیابان را خلوت کند
تا تو را در آغوش بگیرم
تو دیواری هستی که هیچ دری از غمگینی ات کم نمی کند
همیشه چای می خوری و شعر می خوانی
صدای تو دلتنگم نمی کند
تنهایم می کند.(زنده یاد الهام اسلامی)
غلام رضا بروسان و همسر شاعرش الهام اسلامی همراه با دخترخردسالشان لیلا روز دوشنبه 14آذر ماه بر اثر یک سانحه رانندگی درگذشتند. به همه ی شاعران تسلیت می گویم.یادشان را گرامی می داریم.
نامت از ساق هایم شروع می شود
از دلم عبور می کند
و دهانم را به آتش می کشد
چطور می تواند مرگ تنها از تو گودالی را پر کند (زنده یاد غلام رضا بروسان)
-----------------------
زیبایی توسینی چای را بر می گرداند
غمگینم
بی آنکه کودکی به دنیا آورده باشم غمگینم
مرا دوست داشته باش
چنان باورت می کنم
که شاخه هایت به شکستن امیدوار شوند
من دختر یک کشاورزم
آب باش و با من مهربانی کن
سرکشی نکن
قلب من از قدم های تو پیشی می گیرد
بگذار شب بیاید و خیابان را خلوت کند
تا تو را در آغوش بگیرم
تو دیواری هستی که هیچ دری از غمگینی ات کم نمی کند
همیشه چای می خوری و شعر می خوانی
صدای تو دلتنگم نمی کند
تنهایم می کند.(زنده یاد الهام اسلامی)
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۱۵ ساعت 12:17 توسط مصطفا فخرایی
|
